نگاه آخرت جا ماند.... تو رفتی
نگاهت قد کشید به اندازه ی تمام سال های نبودنت ، به اندازه ی تمام حسرت های نداشتنت
تو رفتی آخرین نگاهت گره خورد در تمام گره های زندگی ام ، نگاهت فریاد کشید در تمام لحظه های خالی از زمزمه هایت ، تو نبودی ، رفته بودی ، برای همیشه...
پیدایت نشد هیچ کجای این خاکی زمین ، تو نبودی... رفته بودی
نگاه آخرت را جای گذاشتی ، همان نگاهی که با من بی تو بزرگ شد ، همان نگاهی که نفس می کشد
همان نگاهی که حرف می زند
آخرین نگاهت همیشه اولین است
اولین امید بودنم
اولین دلگرم ی ام ...
جای جای خانه ام پر شده از قاب عکس رفتنت ، تو رفتی و رنگ غمین نگاهت پاشیده شد بر دیواره های دلم
آخرین نگاهت جاماند..
من و نگاهت در سوگ رفتنت یکی شدیم
همه جا من بودم و نگاه تو ، تو شدی چشمان من و من از نگاه تو خودم را می دیدم و چه بیچاره بود من...
سالهاست که در تقویم انتظارم رفته ای و تنها یادگارت جاماند در حجم چشمانم...
آخرین نگاهت جا ماند در من
در شمارش روزهای بی تو
در دستان بی رمقم
آرشیو...
ما را در سایت آرشیو دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: عرفان
بازدید: 116